چند نوع پنجره دوجداره داریم؟پنجرههای دوجداره (Double Glazed Windows) به عنوان یکی از اجزای کلیدی در بهینهسازی مصرف انرژی ساختمانها و افزایش آسایش حرارتی و صوتی ساکنین شناخته میشوند. این سیستمها بر اساس اصل ایجاد یک لایه عایق (گسسته) میان دو صفحه شیشه شکل میگیرند که این فضا، که میتواند با هوای خشک یا گازهای خنثی پر شود، انتقال حرارت رسانایی و همرفتی را به شدت کاهش میدهد. دستهبندی اصلی این پنجرهها بر اساس جنس چارچوب (فریم) و نوع شیشه مورد استفاده صورت میپذیرد که هر کدام مشخصات فنی، طول عمر و ملاحظات طراحی منحصر به فردی را به پروژه تحمیل میکنند. شناخت دقیق این انواع برای مهندسان، معماران و پیمانکاران ساختمانی ضروری است تا انتخاب نهایی، بهترین تعادل بین پارامترهای عملکردی همچون ضریب انتقال حرارت (U-Value)، ضریب کاهش صدای (STC) و مقاومت در برابر نفوذ هوا را فراهم آورد. در ادامه به تشریح دقیقتر این دستهبندیها و فناوریهای مرتبط خواهیم پرداخت.
برای کسب اطلاعات بیشتر از پنجره دوجداره در حسنآباد زرگنده با ما در ارتباط باشید
علاوه بر تفاوتهای ساختاری در فریم و نوع شیشه، پنجرههای دوجداره از نظر مکانیزم بازشو نیز طبقهبندی میشوند که تأثیر مستقیمی بر کاربری و تهویه طبیعی فضا دارد. سیستمهای لولایی یا بازشوی معمولی (Casement) بیشترین میزان آببندی ممکن را فراهم میکنند، زیرا در حالت بسته، لبههای فریم کاملاً بر روی لاستیکهای آببندی فشرده میشوند. در مقابل، پنجرههای کشویی (Sliding) فضای کمتری را در حین باز شدن اشغال میکنند اما به دلیل ماهیت تماسی قطعات متحرک، ممکن است در طول زمان نیازمند تنظیم مجدد یراقآلات باشند تا عایقبندی اولیه حفظ شود. انتخاب مکانیزم بازشو باید با در نظر گرفتن دسترسی، میزان تهویه مورد نیاز و ملاحظات ایمنی صورت پذیرد؛ مثلاً در فضاهایی که نیاز به بازشوی کامل برای تخلیه اضطراری وجود دارد، مکانیزمهای لولایی یا پاسیو (Patio Doors) ارجحیت دارند، در حالی که در راهروها و فضاهای محدود، سیستمهای کشویی یا لیفت اند اسلاید (Lift and Slide) به دلیل اشغال فضای صفر از کف توصیه میشوند.
معیارهای اصلی دستهبندی پنجرههای دوجداره
دستهبندی پنجرههای دوجداره در صنعت ساختمان عمدتاً حول سه محور اصلی متمرکز است: جنس فریم، ترکیب شیشهای و مکانیزم عملکرد. جنس فریم، که میتواند از UPVC، آلومینیوم، چوب یا کامپوزیت باشد، مستقیماً بر روی مقاومت ساختاری، ضریب انتقال حرارت فریم (که معمولاً بیشتر از خود شیشه است)، و همچنین هزینه اولیه و نگهداری بلندمدت پنجره تأثیر میگذارد. برای مثال، فریمهای آلومینیومی با وجود استحکام بالا، اگر از نوع با شکست حرارتی نباشند، میتوانند به عنوان پل حرارتی عمل کرده و باعث تعریق و اتلاف انرژی شوند. در سوی دیگر، فریمهای UPVC به دلیل ماهیت پلیمری خود، مقاومت حرارتی ذاتی بالایی دارند اما ممکن است در برابر اشعه فرابنفش شدید و تغییرات دمایی بسیار زیاد دچار تغییر شکل شوند.
برای کسب اطلاعات بیشتر از پنجره دوجداره در توحید با ما در ارتباط باشید
ترکیب شیشهای نیز یکی از مهمترین معیارها است و شامل ضخامت هر لایه شیشه، فاصله بین جدارهها (فاصله باید بین ۸ تا ۲۰ میلیمتر باشد)، و نوع گاز پرکننده فضای بینابینی میشود. این ترکیب تعیینکننده اصلی عملکرد آکوستیک و حرارتی است. هرچه ضخامت شیشه بیشتر باشد، مقاومت در برابر شکست فیزیکی و جذب امواج صوتی افزایش مییابد؛ همچنین، استفاده از شیشههای لایمیت (Laminated) یا سکوریت (Tempered) خواص ایمنی را تقویت میکند. بهینهسازی فاصله بین شیشهها نیز حیاتی است؛ فاصله بسیار کم باعث انتقال ارتعاشات و فاصله بسیار زیاد منجر به ایجاد اثر همرفتی داخلی شده و عایقبندی را مختل میکند. بنابراین، یک پنجره دوجداره کارآمد، ترکیبی بهینه از جنس فریم مناسب منطقه جغرافیایی و ساختار شیشهای مهندسیشده است.
ساختار و اجزای اصلی یک واحد پنجره دوجداره استاندارد
یک واحد پنجره دوجداره استاندارد از چهار جزء اصلی تشکیل شده است: دو لایه شیشه، یک اسپیسر (فاصلهگذار) و دو نوار آببندی (Gasket). شیشهها معمولاً با فواصل دقیق توسط اسپیسر از هم جدا میشوند؛ این اسپیسر اغلب از آلومینیوم با پوشش ضد رطوبتی یا مواد کامپوزیت حرارتی (Warm Edge Spacer) ساخته میشود. وظیفه اصلی اسپیسر، حفظ فاصله هندسی ثابت و همچنین جذب رطوبت با استفاده از ماده جاذب (Desiccant) است که داخل آن تعبیه شده است تا از بخار کردن یا شبنم زدن سطح داخلی شیشه جلوگیری کند. اگر این رطوبتگیر کارایی خود را از دست بدهد، فضای بین دو جداره با رطوبت اشباع شده و عایقبندی عملاً از بین میرود و ظاهر شیشه کدر میشود.
اجزای ثانویه اما حیاتی شامل نوار آببندی و فریم نگهدارنده است. نوارهای آببندی یا گسکتها که از جنس EPDM یا سیلیکون هستند، در دو لایه نصب میشوند؛ لایه بیرونی وظیفه مقابله با نفوذ آب باران و هوا را دارد (Primary Seal)، و لایه درونی برای ممانعت از خروج گاز عایق و ورود رطوبت استفاده میشود (Secondary Seal). مجموع این اجزا، درون یک فریم (معمولاً UPVC یا آلومینیوم) قرار میگیرند که خود باید دارای کانالهای تخلیه آب باشد. کیفیت مونتاژ این قطعات در کارخانه اهمیت بالایی دارد، زیرا کوچکترین نقص در آببندی ثانویه یا پر کردن فضای میانی با گاز آرگون، کارایی کلی محصول را در برابر شرایط سخت محیطی کاهش میدهد و عمر مفید آن را تحت تأثیر قرار میدهد.

پنجرههای دوجداره با فریم UPVC: مزایا و محدودیتها
پروفیلهای UPVC (Unplasticized Polyvinyl Chloride) به دلیل ضریب هدایت حرارتی بسیار پایین، محبوبترین و پرکاربردترین متریال برای ساخت پنجرههای دوجداره در بسیاری از مناطق دنیا محسوب میشوند. این ماده به طور ذاتی عایق حرارت و الکتریسیته است و در برابر خوردگی و زنگزدگی ناشی از رطوبت کاملاً مقاوم است، که این امر نیاز به نگهداری دورهای و رنگآمیزی را از بین میبرد. ساختار داخلی پروفیلهای UPVC معمولاً با شبکهای از محفظههای هوا (Chambers) تقویت میشود که عملکرد عایقبندی حرارتی را به طور مضاعف بهبود میبخشد. این پروفیلها اغلب با شبکههای فولادی گالوانیزه در مقاطع خاص تقویت میشوند تا استحکام لازم در برابر بارهای باد و فشارهای مکانیکی را کسب کنند.
برای کسب اطلاعات بیشتر از پنجره دوجداره در طرشت با ما در ارتباط باشید
پنجرههای دوجداره آلومینیومی با شکست حرارتی (Thermal Break)
چند نوع پنجره دوجداره داریم؟
پنجرههای آلومینیومی به طور سنتی به دلیل استحکام مکانیکی برتر، امکان ساخت فریمهای باریکتر و مقاومت فوقالعاده در برابر تغییر شکلهای بزرگ، در پروژههای تجاری و ساختمانهای مرتفع مورد استفاده قرار میگرفتند. اما چالش اصلی آلومینیوم، خاصیت رسانایی حرارتی بسیار بالای آن است که باعث میشود گرما یا سرما به سرعت از طریق فریم به داخل یا خارج منتقل شود. برای غلبه بر این نقص فنی، سیستمهای آلومینیومی مدرن با فناوری “شکست حرارتی” (Thermal Break) طراحی شدهاند. این فناوری شامل قرار دادن یک لایه عایق پلیمری (معمولاً پلیآمید تقویت شده با الیاف شیشه) بین دو بخش داخلی و خارجی فریم آلومینیومی است.
پنجرههای دوجداره چوبی: زیبایی ماندگار و چالشهای نگهداری
پنجرههای دوجداره ساخته شده با فریمهای چوبی، به دلیل جلوه بصری گرم، کلاسیک و طبیعی که به نمای داخلی و خارجی ساختمان میبخشند، همواره در پروژههای لوکس و بازسازی بناهای تاریخی محبوب بودهاند. چوب به طور ذاتی یک ماده عایق حرارتی خوب محسوب میشود و در مقایسه با فلزات، رسانایی حرارتی پایینی دارد؛ این ویژگی به حفظ دمای داخلی کمک میکند. با این حال، برای استفاده در محیطهای مرطوب و فضای باز، چوب خام نیاز به فرآوریهای سنگین دارد تا در برابر پوسیدگی، حمله حشرات و جذب رطوبت مقاوم شود. فرآیندهای اشباع با رزینها و پوششدهی با رنگهای پلیاورتان یا اپوکسی ضروری است تا دوام پنجره تضمین گردد.
برای کسب اطلاعات بیشتر از پنجره دوجداره در تهران ویلا با ما در ارتباط باشید
تفاوت عملکردی گاز آرگون و هوای خشک در فضای میانی
فضای خالی بین دو لایه شیشه در پنجرههای دوجداره، که به آن کاویتی (Cavity) گفته میشود، نقشی حیاتی در عملکرد عایق حرارتی ایفا میکند. اگر این فضا با هوای معمولی پر شود، به دلیل وجود جریانهای همرفتی در داخل کاویت، مقداری از انتقال حرارت رسانایی صورت میگیرد. برای بهبود عملکرد، این فضا با گازهایی پر میشود که ویسکوزیته و هدایت حرارتی کمتری نسبت به هوا دارند. گاز آرگون، که یک گاز نجیب و بیاثر است، به دلیل هدایت حرارتی پایینتر (تقریباً ۳۴ درصد کمتر از هوا) به گزینهای بسیار متداول تبدیل شده است. استفاده از آرگون میتواند به کاهش قابل توجه ضریب U-Value کلی واحد شیشه منجر شود.
بررسی ضریب انتقال حرارت کلی (U-Value) در انواع شیشهها
ضریب انتقال حرارت کلی یا U-Value، مهمترین شاخص کمی برای سنجش میزان اتلاف حرارتی از طریق یک پنجره است و واحد آن وات بر متر مربع کلوین ($\text{W/(m}^2\cdot\text{K)}$) است. هرچه مقدار U-Value پایینتر باشد، پنجره عایق بهتری است و اتلاف انرژی کمتری رخ میدهد. در سیستمهای شیشهای ساده (تک جداره)، این ضریب به طور معمول در حدود ۵.۸ است، در حالی که یک واحد شیشه دوجداره استاندارد با اسپیسر آلومینیومی و هوای خشک ممکن است در حدود ۲.۸ قرار گیرد. این بهبود قابل توجه، نقش اصلی پنجرههای دوجداره را در کاهش هزینههای گرمایشی و سرمایشی برجسته میسازد.
برای رسیدن به مقادیر U-Value بسیار پایین (مثلاً زیر ۱.۵)، استفاده از پوششهای کمگسیل یا Low-E (Low Emissivity) و پر کردن کاویت با گاز آرگون یا کریپتون ضروری است. پوششهای Low-E، که لایههای نازکی از فلزات با قابلیت انعکاس بالا هستند، به گونهای طراحی شدهاند که اجازه میدهند نور مرئی از آن عبور کند، اما تابش فروسرخ (حرارت) را در داخل فضا منعکس میسازند. این پوششها میتوانند بر اساس منطقه آب و هوایی تنظیم شوند؛ در مناطق سردسیر، پوشش به سمت داخل اتاق نصب میشود تا گرمای تولید شده را منعکس کند و در مناطق گرمسیر، پوشش به سمت بیرون نصب میشود تا از ورود تابش خورشیدی جلوگیری نماید. ترکیب Low-E، گاز آرگون و اسپیسر گرم (Warm Edge) بهترین عملکرد حرارتی ممکن را در واحدهای دوجداره ارائه میدهد.
برای کسب اطلاعات بیشتر از پنجره دوجداره در ونک با ما در ارتباط باشید
پنجرههای دوجداره خم و سکوریت: کاربرد در طراحیهای مدرن
پنجرههای خم (Curved Windows) یک عنصر زیباییشناختی پیشرفته در معماری مدرن محسوب میشوند که برای ایجاد نمای سیال، ارگانیک و پانوراما در بناها به کار میروند. ساخت این نوع پنجرهها نیازمند فرآیندهای تخصصی است که در آن شیشههای دوجداره، پس از مونتاژ اولیه، تحت حرارت کنترل شده قرار گرفته و در قالبهای مخصوص خم میشوند، یا از ابتدا شیشههای لایهای (Laminated Glass) در دمای بالا پرس شده و شکل منحنی پیدا میکنند. این فرآیند پیچیدگی تولید را به شدت افزایش داده و معمولاً منجر به افزایش قابل توجه قیمت نهایی میشود، زیرا دقت هندسی در این نمونهها باید در حد میکرون حفظ شود تا خاصیت عایقبندی حفظ گردد.
استفاده از شیشه سکوریت (Tempered Glass) در ساختار پنجرههای دوجداره، چه در بخش خمیده و چه در حالت تخت، به طور عمده با هدف ارتقاء سطح ایمنی انجام میپذیرد. شیشه سکوریت، که طی فرآیند حرارتی کنترل شده، تنشهای داخلی در آن ایجاد شده است، در صورت شکست، به قطعات کوچک و نسبتاً بیخطر تبدیل میشود و از بروز جراحات جدی جلوگیری میکند. در کاربردهای تجاری یا مناطقی با ریسک برخورد بالا (مانند درب ورودیها یا پنجرههای نزدیک زمین)، استفاده از شیشه سکوریت در یکی از جدارهها (اغلب جداره داخلی) الزامی است. در ترکیب دوجداره، این شیشهها میتوانند به صورت لایهای با شیشه معمولی ترکیب شوند تا علاوه بر ایمنی، خواص آکوستیک نیز بهبود یابد.
مکانیزمهای بازشو: لولایی، کشویی، و فولکس واگنی
مکانیزم بازشو، نحوه تعامل کاربر با پنجره برای ایجاد تهویه و دسترسی را تعیین میکند و مستقیماً بر روی آببندی نهایی تأثیرگذار است. رایجترین نوع، مکانیزم لولایی (Hinged/Casement) است که در آن یک یا چند لته حول محور عمودی یا افقی لولا شده و کاملاً باز میشود. این سیستم به دلیل فشردهسازی کامل نوارهای آببندی در حالت بسته، بالاترین سطح عایقبندی را در برابر نفوذ هوا و آب ارائه میدهد و به همین دلیل در نماهای پربارش یا مناطقی با نیاز به عایقبندی صوتی شدید، ترجیح داده میشود. استفاده از یراقآلات چند نقطهای (Multi-point locking) در این سیستمها، امنیت را نیز به طور مؤثری افزایش میدهد.

در مقابل، مکانیزمهای کشویی (Sliding) برای صرفهجویی در فضای اطراف پنجره طراحی شدهاند، اما به دلیل ماهیت تماسی و تکیه بر حرکت افقی لتهها روی هم، ایجاد یک آببندی ۱۰۰ درصدی در آنها دشوارتر است. یک مکانیزم پیشرفتهتر، سیستم فولکس واگنی (Tilt and Slide) است که مزایای هر دو سیستم را ترکیب میکند. در حالت معمولی، پنجره مانند سیستم لولایی باز میشود؛ اما با چرخاندن دستگیره به سمت پایین، لته به صورت همزمان از بالا کمی باز شده (قابلیت تهویه امن) و سپس امکان کشیده شدن آن برای بازشوی کامل فراهم میشود. این قابلیت تهویه از بالا (Top-Hung Ventilation) امکان تبادل هوا را بدون به خطر انداختن عایقبندی یا در معرض قرارگیری کامل با باران فراهم میآورد.
برای کسب اطلاعات بیشتر از پنجره دوجداره در شهرآرا با ما در ارتباط باشید
تأثیر ضخامت شیشه و فاصله بین جدارهها بر عایقبندی صوتی
عایقبندی صوتی در پنجرههای دوجداره تابعی از جرم (ضخامت شیشه) و میرایی (Gas Damping) است. برای کاهش انتقال امواج صوتی، اصل اساسی این است که شیشهها دارای جرم متفاوتی باشند تا از پدیدهای به نام رزونانس یا تشدید فرکانسی که در آن دو شیشه با ضخامت یکسان در یک فرکانس خاص به یکباره شروع به ارتعاش میکنند، جلوگیری شود. بنابراین، در طراحی آکوستیک، اغلب از ترکیب شیشههای ۴ میلیمتری در یک طرف و ۶ میلیمتری در طرف دیگر استفاده میشود. افزایش جرم کلی واحد شیشه، به طور خطی با بهبود شاخص کاهش صدای کلی (Rw) ارتباط مستقیم دارد.
عامل دوم، فاصله بین جدارههاست. فاصله ایدهآل برای عایقبندی حرارتی معمولاً بین ۱۲ تا ۱۶ میلیمتر در نظر گرفته میشود. با این حال، برای بهینهسازی عایقبندی صوتی، این فاصله باید کمی بزرگتر باشد (حدود ۲۰ میلیمتر) تا فضای کافی برای میرایی ارتعاشات بین دو صفحه فراهم شود، مشروط بر اینکه گاز پرکننده استفاده شده باشد. اگر فاصله بیش از حد بزرگ شود، اثر همرفتی افزایش یافته و عملکرد حرارتی افت میکند، در حالی که اثر صوتی کمی بهبود مییابد؛ بنابراین، مهندسان آکوستیک باید تعادلی بین کاهش ضریب U و افزایش شاخص Rw برقرار کنند. استفاده از شیشههای لمینت با لایه PVB میان دو شیشه، قویترین راهکار برای دستیابی به عایق صوتی بالا در پنجرههای دوجداره است.
معرفی اسپیسر (Spacer) و نقش آن در جلوگیری از رطوبت
اسپیسر، که به عنوان یک پروفیل محکم کننده، فضای بین دو لایه شیشه را در یک واحد دوجداره تعریف میکند، عنصری حیاتی است که اغلب نادیده گرفته میشود اما مستقیماً بر عمر و عملکرد پنجره تأثیر میگذارد. وظیفه اولیه اسپیسر، حفظ فاصلهای دقیق و یکنواخت بین دو صفحه شیشه است. این فاصله برای بهینهسازی خواص عایقبندی حرارتی (U-Value) حیاتی است؛ اگر فاصله خیلی کم باشد، انتقال حرارت رسانایی افزایش مییابد و اگر خیلی زیاد باشد، جریانهای همرفتی داخلی انرژی را منتقل میکنند. برای این منظور، اسپیسرها باید دارای سختی مکانیکی کافی باشند تا در برابر فشارهای محیطی مانند باد مقاومت کنند.
برای کسب اطلاعات بیشتر از پنجره دوجداره در آرارات با ما در ارتباط باشید
مهمترین نقش ثانویه اسپیسر، کنترل رطوبت است. در ساختار اسپیسر، محفظههای کوچکی تعبیه شده که با ماده جاذب رطوبت (Desiccant/Molecular Sieve) پر میشوند. این ماده با جذب هرگونه رطوبت باقیمانده از فرآیند تولید یا رطوبتی که ممکن است به مرور زمان از طریق نوار آببندی نفوذ کند، از تشکیل شبنم یا مه گرفتگی در داخل کاویت جلوگیری میکند. اسپیسرهای آلومینیومی سنتی، به دلیل رسانایی حرارتی بالا، خود به عنوان یک پل حرارتی عمل میکنند؛ بنابراین، نسل جدید اسپیسرها از مواد کامپوزیتی یا فومهای خاص با عنوان “Warm Edge Spacer” ساخته میشوند که انتقال حرارت را از طریق محیط پیرامونی شیشه به شدت کاهش داده و کارایی انرژی واحد را به میزان قابل توجهی بهبود میبخشند.
برای کسب اطلاعات بیشتر از پنجره دوجداره در قلهک با ما در ارتباط باشید
اهمیت نوارهای آببندی (Gaskets) در عملکرد محیطی پنجره
عملکرد محیطی یک پنجره دوجداره، یعنی توانایی آن در مسدود کردن نفوذ آب و هوا، کاملاً وابسته به کیفیت و نصب صحیح نوارهای آببندی (Gaskets) است. این نوارها معمولاً در دو ردیف نصب میشوند که به آنها آببندی اولیه (Primary Seal) و آببندی ثانویه (Secondary Seal) اطلاق میشود. آببندی اولیه که در تماس مستقیم با سطح خارجی اسپیسر قرار میگیرد، عمدتاً برای جلوگیری از نفوذ آب باران و باد به داخل کاویت طراحی شده است و باید دارای خاصیت الاستیسیته بالا و مقاومت در برابر اشعه UV و تغییرات دمایی باشد. متداولترین مواد برای این منظور EPDM یا TPE هستند.
آببندی ثانویه که در تماس با فریم و شیشه قرار دارد، از اهمیت بیشتری برخوردار است زیرا وظیفه اصلی آن ممانعت از خروج گاز عایق (مانند آرگون) و جلوگیری از نفوذ رطوبت به داخل فضای بین دو جداره است. اگر این آببندی ثانویه با شکست مواجه شود، رطوبت به ماده جاذب موجود در اسپیسر غلبه کرده و باعث تاری دائم شیشه میشود. نوارهای آببندی باید به درستی در گوشهها متصل شده و در تمام طول مسیر بدون درز یا شکاف باشند. استفاده از مواد با کیفیت و فرآیند اکستروژن دقیق در تولید این نوارها، تعیینکننده طول عمر پنجره در برابر عوامل جوی و حفظ راندمان اولیه آن در طول دههها است.
مقایسه یراقآلات استاندارد و یراقآلات ضد سرقت
یراقآلات (Hardware) قلب عملکردی پنجره هستند و علاوه بر تأمین مکانیزم باز و بسته شدن، نقش کلیدی در ایمنی و عایقبندی دارند. یراقآلات استاندارد معمولاً از جنس فولاد یا آلومینیوم با پوشش گالوانیزه برای مقاومت در برابر خوردگی ساخته میشوند و دارای یک یا دو نقطه قفلشونده در لبههای پنجره هستند. این نوع یراقآلات به خوبی برای کاربردهای مسکونی عادی و نقاطی که ریسک امنیتی پایینی دارند، مناسب هستند و عملکرد آببندی را در حالت بسته به خوبی حفظ میکنند. با این حال، در صورت بروز فشار از سمت بیرون، این نقاط قفل منفرد ممکن است نقطه ضعف اصلی پنجره باشند.
یراقآلات ضد سرقت (Security Hardware) برای افزایش مقاومت در برابر نفوذ طراحی شدهاند و معمولاً از ساختار چند نقطهای (Multi-Point Locking System) بهره میبرند. در این سیستمها، در طول محیط لته، چندین زبانه قفلشونده به صورت همزمان در فریم درگیر میشوند که توزیع نیرو را یکنواخت کرده و مقاومت در برابر اهرمکشی یا ضربه را به شدت افزایش میدهد. علاوه بر این، بسیاری از این یراقآلات ضد سرقت با پوششهای خاصی مانند نیکلکروم برای افزایش سختی سطح و مقاومت در برابر برش مجهز هستند. در نتیجه، اگر امنیت اولویت پروژه باشد، صرف هزینه بیشتر برای یراقآلات با استانداردهای بالا مانند RC2 یا RC3 منطقی است، هرچند که نصب آنها نیازمند دقت بیشتری در تنظیمات اولیه است.
برای کسب اطلاعات بیشتر از پنجره دوجداره در آریاشهر با ما در ارتباط باشید
پنجرههای دوجداره هوشمند و سیستمهای تهویه یکپارچه
پنجرههای دوجداره هوشمند نماینده نسل جدید سیستمهای ساختمانی هستند که قابلیت اتصال به سیستمهای مدیریت ساختمان (BMS) و اتوماسیون خانگی (Home Automation) را دارند. این سیستمها از سنسورهای داخلی برای پایش شرایط محیطی مانند دما، رطوبت و کیفیت هوا (VOC/CO2) استفاده میکنند. در صورت نیاز به تهویه، این پنجرهها به صورت خودکار و بدون دخالت کاربر از طریق موتورهای الکتریکی کوچک، زاویه باز شدن خود را تنظیم میکنند. این اتوماسیون تضمین میکند که تهویه در بهینهترین حالت ممکن صورت گیرد، یعنی تبادل هوا با حداقل اتلاف انرژی و بدون باز شدن بیش از حد در شرایط نامساعد جوی.
سیستمهای تهویه یکپارچه، که گاهی به صورت کانالهای کوچک در فریم تعبیه میشوند، امکان کنترل دقیق جریان هوای ورودی را فراهم میکنند. این سیستمها به طور خاص برای ساختمانهای بسیار عایق (مانند استاندارد Passivhaus) طراحی شدهاند که به دلیل انسداد کامل مسیرهای نفوذ طبیعی هوا، نیاز به تهویه مکانیکی کنترل شده دارند. این مکانیزمها اغلب مجهز به بازیاب حرارت (Heat Recovery Ventilators – HRV) هستند که هوای تازه را وارد کرده و همزمان هوای آلوده خارج شده را از طریق مبدل حرارتی عبور میدهند تا گرمای هوای خروجی را به هوای ورودی منتقل کنند. این رویکرد، امکان حفظ کیفیت بالای هوای داخلی را در عین حفظ راندمان انرژی پنجره به ارمغان میآورد.
استانداردهای ملی و بینالمللی در تولید پروفیلهای UPVC
کیفیت پروفیلهای UPVC مستقیماً با رعایت استانداردهای مشخصی سنجیده میشود که توسط نهادهای ملی و بینالمللی تعریف شدهاند. در سطح بینالمللی، استانداردهایی مانند EN 14351-1 (استاندارد اروپایی برای درب و پنجره) و یا استانداردهای مرتبط با ASTM برای مواد اولیه، چارچوبهای تولیدی را از نظر مقاومت در برابر بار باد، نفوذپذیری آب و نفوذ هوا دستهبندی میکنند. رعایت این استانداردها تضمین میکند که پروفیل تحت شرایط محیطی تست شده، عملکردی قابل پیشبینی در طول عمر طراحی شده خود داشته باشد. علاوه بر این، استاندارد DIN آلمان، که اغلب به عنوان معیار کیفیت در صنعت پروفیلسازی شناخته میشود، سختگیریهای ویژهای را در مورد ضخامت دیوارههای پروفیل و درصد مواد افزودنی آنتیUV اعمال میکند.
در سطح ملی، تولیدکنندگان موظف به پیروی از الزامات سازمان ملی استاندارد ایران (ISIRI) هستند که معمولاً بر اساس استانداردهای معتبر بینالمللی تدوین شدهاند. مهمترین جنبه در این استانداردها، تأکید بر استفاده از ترکیبات پایدارکننده (Stabilizers) در فرمولاسیون پلیمری است تا مقاومت پروفیل در برابر تخریب حرارتی و اشعه خورشید افزایش یابد. پروفیلهای با کیفیت بالا، باید حداقل شامل پنج محفظه (Chamber) در مقطع اصلی خود باشند تا عایقبندی حرارتی بهینه فراهم شود، همچنین مقاومت ورق فولادی تقویتکننده درونی باید طبق محاسبات سازهای برای مقابله با فشارهای محیطی کافی باشد. نادیده گرفتن این استانداردها منجر به تولید محصولاتی میشود که پس از مدت کوتاهی دچار تغییر رنگ، تغییر شکل و از دست دادن قابلیت آببندی خواهند شد.
تأثیر جهتگیری پنجره در ساختمان بر مصرف انرژی (جنوب، شمال، شرق، غرب)
جهتگیری جغرافیایی پنجرهها نسبت به خورشید، یکی از مهمترین فاکتورهای طراحی غیرفعال (Passive Design) است که تأثیر مستقیم بر بار حرارتی و نیاز به سرمایش و گرمایش ساختمان دارد. پنجرههای رو به **جنوب** (در نیمکره شمالی)، بیشترین میزان تابش خورشیدی پایدار در طول زمستان را دریافت میکنند. این ویژگی، اگر با سایهبانهای مناسب در تابستان کنترل شود، به عنوان یک مزیت عمل کرده و موجب گرمایش خورشیدی غیرفعال (Passive Solar Gain) در فصل سرد میشود. در مقابل، پنجرههای **شمالی** کمترین میزان تابش مستقیم خورشید را دریافت میکنند، اما نور روز آنها یکنواخت و پراکنده است که برای محیطهای کاری و استودیوهای هنری ایدهآل است، هرچند که در زمستان نقطه ضعف حرارتی محسوب میشوند.
برای کسب اطلاعات بیشتر از پنجره دوجداره در درکه با ما در ارتباط باشید
روشهای صحیح اندازهگیری و نصب برای بهینهسازی عملکرد
عملکرد بهینه یک پنجره دوجداره وابسته به کیفیت ساخت نیست، بلکه بخش بزرگی از آن در فرآیند اندازهگیری دقیق و نصب صحیح در محل پروژه تعریف میشود. اندازهگیری نادرست، حتی به میزان چند میلیمتر، میتواند منجر به ایجاد فاصله بین فریم پنجره و سازه بنا شود که به عنوان یک مسیر مستقیم برای نفوذ هوا و رطوبت عمل میکند. در اندازهگیری، باید ابعاد دهانه بازشو (Rough Opening) و همچنین ابعاد نهایی فریم پنجره (Finish Frame) به دقت ثبت شود و همواره ضریب تلرانس نصب (Gap Allowance) برای تزریق فوم پلیاورتان یا مواد عایق در نظر گرفته شود. در روشهای حرفهای، اندازهگیری توسط لیزر یا دستگاههای دیجیتال برای حذف خطای انسانی انجام میگیرد.
پنجرههای دوجداره عایق رطوبتی برای مناطق پربارش
در مناطقی که میزان بارش سالانه و رطوبت نسبی هوا در سطوح بالایی قرار دارد، چالش اصلی در طراحی پنجرهها، تضمین آببندی کامل در برابر فشارهای هیدرواستاتیک ناشی از باد و باران است. برای این مناطق، انتخاب مواد فریم با مقاومت بالا در برابر خوردگی امری ضروری است؛ بنابراین، فریمهای UPVC به دلیل ماهیت غیرقابل جذب رطوبت خود، معمولاً برتری دارند، هرچند که فریمهای آلومینیومی با پوشش اپوکسی سنگین نیز گزینههای مناسبی هستند. استفاده از چوب نیز به دلیل پتانسیل جذب رطوبت و پوسیدگی، نیازمند فرآوریهای محافظتی بسیار گرانقیمت و دائمی است.
مهمترین عامل در این مناطق، طراحی مکانیزم بازشو و سیستم تخلیه آب است. پنجرههای لولایی (Casement) که به سمت بیرون باز میشوند و از مکانیزم فشاری برای آببندی استفاده میکنند، بهترین عملکرد را دارند، زیرا نیروی باد بر روی آببندی فشرده شده مؤثرتر است. علاوه بر این، طراحی فریم باید شامل کانالهای تخلیه آب (Drainage Channels) با شیب مناسب و مسدود نبودن سوراخهای خروجی باشد تا هر قطره آبی که از طریق نوار آببندی اولیه عبور میکند، به سرعت و بدون نفوذ به داخل سازه، به خارج هدایت شود. عدم توجه به این جزئیات فنی منجر به تخریب فوم نصب و نفوذ آب به ساختار دیوار پیرامون پنجره خواهد شد.
تحلیل هزینه-فایده (Cost-Benefit Analysis) سرمایهگذاری در پنجرههای با کیفیت
سرمایهگذاری در پنجرههای دوجداره با کیفیت بالا، به ویژه آنهایی که مجهز به گاز آرگون و پوشش Low-E هستند، اغلب با یک هزینه اولیه قابل توجه همراه است که میتواند تا دو یا سه برابر قیمت پنجرههای تک جداره یا فریمهای بیکیفیت باشد. با این حال، تحلیل هزینه-فایده بلندمدت (LCCA) نشان میدهد که این سرمایهگذاری اولیه به دلیل کاهش چشمگیر هزینههای عملیاتی ساختمان، به سرعت باز میگردد. کاهش اتلاف حرارتی به معنای کاهش نیاز به ظرفیت سیستمهای سرمایشی و گرمایشی است، که این امر کاهش در اندازه اولیه تجهیزات (Downsizing) و کاهش مصرف سالانه سوخت یا برق را به دنبال دارد.
برای کسب اطلاعات بیشتر از پنجره دوجداره در کوی گیشا با ما در ارتباط باشید
نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه برای افزایش طول عمر پنجره
برای تضمین عملکرد ایدهآل پنجره دوجداره در طول عمر طراحی شده آن، یک برنامه نگهداری پیشگیرانه منظم ضروری است. مهمترین اقدام، تمیز نگه داشتن نوارهای آببندی (Gaskets) و یراقآلات است. نوارهای لاستیکی باید به صورت دورهای (حداقل سالی یک بار) با مواد سیلیکونی مخصوص که حاوی روانکننده هستند، تمیز و مرطوب شوند تا خاصیت الاستیسیته خود را حفظ کرده و از ترک خوردگی و خشک شدن آنها جلوگیری شود؛ این امر تضمین میکند که آببندی فشرده باقی بماند. همچنین، تمامی نقاط قفلشونده و لولاها باید با روغنهای مخصوص یراقآلات، روانکاری شوند تا حرکت نرم بوده و فشار بیش از حد به موتور یا دستگیره وارد نشود.
در صورت مشاهده هرگونه علامت هشدار دهنده مانند کاهش عایقبندی صوتی، احساس جریان هوای سرد از اطراف فریم، یا وجود رطوبت بین شیشهها، نیاز به اقدام فوری وجود دارد. اگر رطوبت بین جدارهها مشاهده شد، به این معناست که آببندی ثانویه شکسته شده و کل واحد شیشه باید تعویض شود؛ تلاش برای خشک کردن کاویت از طریق سوراخ کردن فریم معمولاً نتیجه موقت و غیر استاندارد خواهد داشت. در مورد فریمهای UPVC، باید از مواد شوینده غیر ساینده استفاده شود و از هرگونه جوشکاری یا اصلاح حرارتی خودداری گردد تا ساختار پروفیل آسیب نبیند. رعایت این اصول نگهداری، عمر مفید پنجره را به طور چشمگیری افزایش میدهد.
مقایسه شیشه دوجداره با شیشه سهجداره: کی کجا استفاده میشود؟
شیشه سهجداره (Triple Glazed) با اضافه کردن یک لایه شیشه و یک کاویت میانی دیگر به ساختار استاندارد، عایقبندی حرارتی و صوتی به مراتب بالاتری نسبت به سیستمهای دوجداره ارائه میدهد. این ساختار به مهندسان این امکان را میدهد که به U-Valueهای بسیار پایین (گاهی نزدیک به ۰.۷ $\text{W/(m}^2\cdot\text{K)}$) دست یابند که برای دستیابی به استانداردهای ساختمانهای کممصرف یا غیرفعال (Passive House) ضروری است. با این حال، این بهبود عملکرد به بهای افزایش چشمگیر ضخامت کلی واحد شیشه و در نتیجه، وزن بالاتر و نیاز به فریمهای قویتر و گرانتر تمام میشود.
انتخاب بین دوجداره و سهجداره تابعی از شرایط آب و هوایی منطقه، اهمیت عایقبندی صوتی و محدودیتهای بودجه است. در مناطق با آب و هوای معتدلتر یا در ساختمانهایی که بار ترافیکی صوتی متوسطی دارند، پنجرههای دوجداره با کیفیت بالا (Low-E + آرگون) اغلب کفایت میکنند و توجیه اقتصادی دارند. اما در مناطقی با زمستانهای بسیار سخت و طولانی (سرمای شدید) یا در ساختمانهایی که در مجاورت منابع آلودگی صوتی شدید (مانند فرودگاهها یا بزرگراهها) قرار دارند، سرمایهگذاری بر روی شیشه سهجداره، هرچند گرانتر باشد، به دلیل تأمین آسایش پایدار و کاهش حداکثری مصرف انرژی ضروری و توجیهپذیر است.
اثر تنشهای حرارتی بر اجزای فریم و شیشه
تنشهای حرارتی ناشی از نوسانات دمایی بین فضای داخلی و خارجی، یک عامل مهم در تحلیل دوام پنجره است. این تنشها بر روی تفاوت ضریب انبساط حرارتی متریالهای مختلف (فریم، شیشه، اسپیسر، و یراقآلات) اثر میگذارند. به عنوان مثال، آلومینیوم ضریب انبساط بسیار بیشتری نسبت به شیشه دارد؛ بنابراین، در یک پنجره آلومینیومی معمولی، تغییرات دما باعث کشش و فشار متناوب بر روی نقاط اتصال شیشه به فریم میشود که میتواند به مرور زمان باعث تضعیف آببندی یا در موارد شدیدتر، شکست لبههای شیشه گردد. این همان دلیلی است که استفاده از شکست حرارتی (Thermal Break) در آلومینیوم حیاتی است، زیرا لایه پلیآمیدی این تفاوت انبساط را به طور مؤثری میرا میکند.
برای کسب اطلاعات بیشتر از پنجره دوجداره در فرحزاد با ما در ارتباط باشید
استفاده از پوششهای محافظتی (Top Coats) بر روی فریم UPVC
فریمهای UPVC استاندارد، معمولاً سفید رنگ هستند و مقاومت مناسبی در برابر فرسایش دارند؛ با این حال، در محیطهای صنعتی یا مناطقی با تابش شدید UV، ممکن است دچار تغییر رنگ به سمت زردی یا قهوهای شدن شوند. برای مقابله با این پدیده و همچنین افزایش قابلیت تمیزشوندگی، از پوششهای محافظتی ویژهای تحت عنوان “Top Coats” یا لایههای محافظ نانو استفاده میشود. این پوششها معمولاً بر پایه رزینهای اکریلیک یا پلیاورتان اصلاح شده با ترکیبات فلوئوروپلیمر هستند که مقاومت شیمیایی و پایداری رنگ را به طور چشمگیری افزایش میدهند.
تأثیر پوششهای Low-E بر عملکرد گرمایشی در مقابل سرمایشی
پوششهای کمگسیل (Low-E) برای مدیریت انتقال انرژی حرارتی از طریق تابش طراحی شدهاند، اما عملکرد دقیق آنها کاملاً وابسته به نوع پوشش انتخابی و محل نصب آن در واحد شیشه است. در مناطق سردسیر، پوشش Low-E نوع Hard Coat (سختی بالا) یا Soft Coat (نرم) معمولاً به گونهای نصب میشود که در جداره داخلی (رو به فضای گرم) قرار گیرد. هدف این پیکربندی، انعکاس تابش فروسرخ (گرمای تولید شده در داخل) به سمت فضای داخلی است، در حالی که نور مرئی به داخل میآید. این امر بهرهوری گرمایشی ساختمان را در زمستان به شدت بهبود میبخشد و U-Value را به طور مؤثری کاهش میدهد.
در مناطق گرمسیر یا برای کنترل گرمایش در نماهای جنوبی و غربی، نوع دیگری از پوشش Low-E به نام Solar Control Low-E استفاده میشود. این پوشش به گونهای نصب میگردد که در جداره بیرونی یا در فضای میانی قرار گیرد و هدف آن، انعکاس تابش خورشید با طول موج بلند (گرمای ورودی) به بیرون ساختمان است، در حالی که نور قابل مشاهده همچنان وارد میشود. این رویکرد به طور چشمگیری میزان گرمای خورشیدی جذب شده (Solar Heat Gain Coefficient – SHGC) را کاهش داده و بار سیستمهای تهویه مطبوع در طول روزهای تابستان را به میزان قابل توجهی پایین میآورد. بنابراین، انتخاب نوع پوشش و موقعیت آن، یک تصمیم مهندسی مبتنی بر اقلیم پروژه است.
بررسی مقاومت فریمهای کامپوزیتی در برابر رطوبت و آتش
فریمهای کامپوزیتی، که اغلب از ترکیب فایبرگلاس، الیاف کربن یا ترکیبات پلیمری پیشرفته با مواد دیگر ساخته میشوند، به عنوان یک جایگزین با کارایی بالا برای فلزات و چوب مطرح هستند. مزیت اصلی این فریمها، مدول الاستیسیته بسیار بالا و ضریب انبساط حرارتی بسیار پایین است که حتی از آلومینیوم ترمال بریک نیز بهتر است؛ این به معنای ثبات ابعادی تقریباً کامل در برابر نوسانات دمایی شدید است و نیاز به تنظیمات دورهای یراقآلات را به صفر میرساند. علاوه بر این، فایبرگلاس اساساً یک ماده غیر رسانا است، لذا مقاومت حرارتی ذاتی بسیار خوبی دارد و خطر پل حرارتی وجود ندارد.
تأثیر طراحی پروفیل بر آیرودینامیک و نفوذپذیری هوا
طراحی هندسی مقطع پروفیل فریم، نقش مستقیمی در میزان نفوذپذیری هوا (Air Leakage) در اطراف نقاط تماس و قفلشدگی دارد. در فریمهای با کیفیت بالا، چه UPVC و چه آلومینیوم، تعداد کانالهای داخلی (Chambers) و شکل هندسی این کانالها به گونهای مهندسی شده است که هم مقاومت خمشی افزایش یابد و هم مسیری برای عبور جریان هوا از طریق دیوارههای پروفیل مسدود شود. هرچه تعداد کانالها بیشتر و دیوارهها ضخیمتر باشند (طبق استاندارد EN 14351-1)، مقاومت پروفیل در برابر نفوذ هوا در تستهای فشار بالاتر میرود.
برای کسب اطلاعات بیشتر از پنجره دوجداره در سعادت آباد با ما در ارتباط باشید
همچنین، طراحی نحوه قرارگیری نوار آببندی بسیار حیاتی است. در سیستمهای با کیفیت، نوار آببندی در حالت بسته، تحت فشاری بهینه قرار میگیرد که نه آنقدر کم باشد که نفوذ هوا رخ دهد و نه آنقدر زیاد باشد که باعث سایش سریع نوار یا ایجاد تنش بر روی فریم شود. در پنجرههای کشویی، چالش اصلی درزبندی است، بنابراین از سیستمهای برس مانند (Brush Seals) یا نوارهای فشاری ویژه برای پر کردن شکاف حرکتی استفاده میشود. در کل، یک پروفیل با طراحی آیرودینامیک مناسب، نه تنها از نظر حرارتی و صوتی بهتر عمل میکند، بلکه تضمین میکند که در برابر نیروهای باد، آببندی خود را در طول زمان حفظ نماید.
اهمیت شیشه لمینت (Laminated Glass) در افزایش ایمنی و کاهش صدا
شیشه لمینت از اتصال دو یا چند لایه شیشه فلوت توسط یک یا چند لایه فیلم پلیمری شفاف به نام PVB (Polyvinyl Butyral) ساخته میشود. این ساختار لایهای، بالاترین سطح ایمنی را در میان تمام انواع شیشهها فراهم میآورد. در صورت شکست، شیشه لمینت در اثر نیروی ضربه، خرد نمیشود؛ در عوض، قطعات شکسته به فیلم PVB چسبیده باقی میمانند و اجازه نمیدهند که حفرهای در پنجره ایجاد شود، که این خاصیت ضد نفوذ (Anti-Intrusion) را فراهم میآورد. این ویژگی، لمینت را به گزینهای استاندارد برای پنجرههای طبقات همکف، ویترینها و فضاهای با ریسک امنیتی بالا تبدیل میکند.
بررسی شیشههای Low-Iron و تأثیر آنها بر انتقال نور
شیشههای استاندارد (فلوت) حاوی مقادیری از اکسید آهن هستند که باعث میشود نور ورودی به پنجره کمی رنگ سبز یا آبی داشته باشد، به ویژه زمانی که ضخامت شیشه افزایش یابد. شیشههای Low-Iron (آهن کم)، که با فرآیندهای تصفیه پیشرفتهتر تولید میشوند، محتوای اکسید آهن را به میزان قابل توجهی کاهش میدهند (معمولاً کمتر از ۰.۱٪). نتیجه این فرآیند، دستیابی به شیشهای با شفافیت بسیار بالا است که میزان انتقال نور مرئی (Visible Light Transmission – VLT) را به بیش از ۹۲ درصد میرساند، در حالی که شیشه فلوت معمولی در ضخامت یکسان معمولاً زیر ۸۵ درصد VLT دارد.
برای کسب اطلاعات بیشتر از پنجره دوجداره در ستارخان با ما در ارتباط باشید
اهمیت گسکتهای حرارتی (Warm Edge Gaskets) در اسپیسرها
همانطور که اشاره شد، اسپیسر آلومینیومی سنتی به دلیل هدایت حرارتی بالا، یک پل حرارتی جدی در محیط پیرامونی شیشه ایجاد میکند که منجر به اتلاف انرژی و ایجاد نواحی سرد در لبههای داخلی پنجره میشود. برای غلبه بر این نقص، نسل جدیدی از اسپیسرها با عنوان گسکتهای حرارتی یا “Warm Edge Spacers” معرفی شدهاند. این اسپیسرها اغلب از مواد کامپوزیتی چندلایه، پلییورتان با فوم ساختار یافته، یا موادی با رسانایی پایینتر از آلومینیوم ساخته میشوند و با حداقل استفاده از فلز یا بدون فلز طراحی شدهاند. هدف نهایی این طراحی، کاهش انتقال حرارت از طریق محیط اسپیسر به میزان حداقل ۷۵ درصد در مقایسه با آلومینیوم است.
نتایج فنی نشان میدهد که استفاده از Warm Edge Spacers میتواند U-Value کلی واحد شیشه را به میزان ۰.۳ تا ۰.۵ $\text{W/(m}^2\cdot\text{K)}$ بهبود بخشد، که این مقدار برای دستیابی به راندمانهای بالای انرژی (مانند استانداردهای Passive House) حیاتی است. علاوه بر صرفهجویی در انرژی، این گسکتهای حرارتی دمای سطح داخلی شیشه در نزدیکی لبهها را افزایش میدهند، که این امر به طور مؤثری خطر تشکیل شبنم و میعان رطوبت در لبه پنجره را از بین میبرد. این مزیت ثانویه به ویژه در محیطهای با رطوبت بالا یا در شبهای زمستان که اختلاف دما زیاد است، اهمیت فراوانی دارد.
تفاوت پنجرههای دوجداره ثابت (Fixed) و تهویه (Operable)
پنجرههای دوجداره از نظر عملکردی به دو دسته کلی تقسیم میشوند: ثابت (Fixed/Picture Windows) و قابل تهویه (Operable Windows). پنجرههای ثابت، که هیچ مکانیزم بازشویی ندارند، از سادهترین و کارآمدترین انواع پنجرهها هستند. به دلیل نداشتن یراقآلات متحرک و عدم نیاز به نوارهای آببندی فشاری، این پنجرهها به طور ذاتی بهترین عملکرد ممکن را در زمینه آببندی (نفوذ هوا و آب) و عایقبندی حرارتی ارائه میدهند، زیرا تنها اتکایشان به سیلیکونهای آببندی اولیه و ثانویه در اطراف محیط فریم است. این نوع پنجرهها معمولاً برای مناظر وسیع و فضاهایی که تهویه طبیعی در آنها اولویت ندارد، استفاده میشوند.
مقایسه سختی و مقاومت خمشی فریمهای آلومینیومی و UPVC
سختی و مقاومت خمشی (Flexural Strength) دو پارامتر تعیینکننده در توانایی فریم برای تحمل بارهای وارده مانند فشار باد، وزن شیشه و نیروهای عملیاتی ناشی از باز و بسته شدن است. فریمهای آلومینیومی به طور ذاتی دارای مدول یانگ (Young’s Modulus) بسیار بالایی هستند، به این معنی که در برابر تغییر شکل الاستیک بسیار مقاوماند. این خاصیت به طراح اجازه میدهد تا فریمهایی با مقاطع بسیار باریکتر بسازد که سطح دید بیشتری را فراهم میکند، بدون اینکه نگران تاب برداشتن فریمهای بزرگ (مثلاً ۲.۵ متر ارتفاع) باشد. این مقاومت بالا، آلومینیوم را برای سازههای با دهانههای بزرگ ایدهآل میسازد.

در مقابل، فریمهای UPVC دارای سختی ذاتی پایینتری هستند و به دلیل خاصیت پلاستیکی، در مقاطع استاندارد، تحت بارهای سنگینتر دچار خزش (Creep) و تغییر شکل دائمی میشوند. به همین دلیل، در پروفیلهای UPVC، استفاده از پروفیل تقویتکننده فولادی گالوانیزه در داخل کانالهای اصلی الزامی است. این تقویتکننده فولادی، مسئول اصلی تأمین مقاومت خمشی لازم برای پنجرههای بزرگ است. اگر تقویتکننده حذف شود یا ضخامت آن ناکافی باشد، پنجره در معرض خطر شکست آببندی و تغییر شکل دائمی قرار میگیرد، هرچند که UPVC به تنهایی عایق حرارتی بسیار بهتری نسبت به آلومینیوم است.
نقش گازهای سنگین (مانند زنون) در واحدهای سهجداره پیشرفته
در سیستمهای پنجره بسیار پیشرفته، به ویژه واحدهای سهجدارهای که هدف آنها دستیابی به بهترین راندمان حرارتی ممکن است، ممکن است از گازهای سنگینتر از آرگون استفاده شود. زنون (Xenon) یک گاز نجیب است که هدایت حرارتی بسیار پایینتری نسبت به آرگون دارد و به دلیل جرم مولکولی بالاتر، مقاومت بسیار بهتری در برابر انتقال حرارت رسانایی و همرفتی ایجاد میکند. این خاصیت به آن اجازه میدهد که بهترین عملکرد عایقبندی را در فضاهای کاویتی باریکتر (حدود ۶ تا ۸ میلیمتر) ارائه دهد، که این امر امکان ساخت واحدهای شیشهای با ضخامت کلی کمتر را فراهم میآورد، در حالی که عایقبندی حرارتی فوقالعادهای را حفظ میکند.
برای کسب اطلاعات بیشتر از پنجره دوجداره در مرزداران با ما در ارتباط باشید
ملاحظات ایمنی در برابر آتش (Fire Rating) در فریمهای مختلف
در بسیاری از آییننامههای ساختمانی، به ویژه در ساختمانهای چندطبقه و عمومی، پنجرهها باید دارای رتبه مقاومت در برابر آتش (Fire Rating) مشخصی باشند که نشان میدهد پنجره میتواند برای مدت زمان معینی (مثلاً ۳۰، ۶۰ یا ۹۰ دقیقه) یکپارچگی (Integrity) و عایقبندی حرارتی (Insulation) خود را در برابر آتش حفظ کند. این رتبهبندی مستقیماً تحت تأثیر ماده فریم است. فریمهای UPVC به دلیل ماهیت پلیمری، دارای مقاومت ذاتی محدودی هستند و معمولاً برای دستیابی به رتبههای بالا نیاز به استفاده از فومهای خاص ضد آتش یا تقویتکنندههای داخلی غیرقابل احتراق دارند.
تأثیر پوشش رنگ الکترواستاتیک بر دوام فریم آلومینیومی
در فریمهای آلومینیومی، پوشش رنگ الکترواستاتیک پودری (Powder Coating) نه تنها جنبه زیباییشناختی دارد، بلکه یک لایه محافظ حیاتی در برابر عوامل محیطی ایجاد میکند. فرآیند الکترواستاتیک اطمینان میدهد که پودر پلیمر به طور یکنواختی به سطح آلومینیوم چسبیده و پس از پخت در کوره، یک پوشش سخت، ضخیم و بدون هیچگونه تخلخل ایجاد میکند. این پوشش، اصلیترین سد دفاعی فریم در برابر رطوبت، اشعه UV، آلایندههای شیمیایی و اکسیداسیون (زنگزدگی) است. یک پوشش با کیفیت، میتواند دهها سال بدون پوستهپوسته شدن یا محو شدن رنگ، دوام بیاورد.